محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

23

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

--> - حلقه مىزنند . على نيز هنگام جنگيدن از گرگ محتاطتر است . ولى اميدوارم كه بتوانم حمزه را بكشم زيرا او وقتى خشمگين مىشود جلو خودش را نمىبيند . وحشى او را كشت . هند آمد و دستور داد شكم او را بشكافند و جگرش را پاره كنند و او را مثله نمايند . آنها بينى و گوش‌هاى حمزه را بريدند . هند از گوش‌ها ، بينى و انگشتان دست‌ها و پاهاى كشته‌ها و آلتشان براى خود گردنبند و بازوبند درست كرد و بازوبند و گردنبندهاى خود را به عنوان پاداش كشتن حمزه ، به وحشى داد . او جگر حمزه را جويد ولى نتوانست آن‌را قورت بدهد پس آن‌را بيرون انداخت . نگاه كنيد به الكامل فى التاريخ : 2 / 111 ، السيرة النبويه نوشته ابن هشام : 3 / 96 ، السيرة الحلبية : 2 / 246 ، مسند احمد بن حنبل : 2 / 40 ، الاصابة : 1 / 275 . هيچ‌يك از زنان انصار براى كشته‌اى گريه نكرد اما وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : حمزه تا به امروز هيچ گريه‌كنى نداشته است آنان شروع كردند به گريه كردن براى حمزه . رجوع كنيد به الطبقات الكبرى : 2 / 44 و 3 / 11 و 17 - 19 ، ذخائر العقبى : 183 و السيرة النبويه نوشته ابن هشام : 3 / 104 ، شرح النهج نوشته ابن ابى الحديد : 15 / 42 ، الكامل فى التاريخ : 2 / 113 ، مجمع الزوائد : 6 / 120 . وقتى قريش ديدند كه حمزه به آنها حمله مىكند شكست خوردند و هيچ‌كس در برابر او مقاومت نكرد ، ولى نيرنگ وحشى و كينه هند كارگر افتاد و نيزه وحشى به ران حمزه اصابت كرد . مسلمانان درگير و مشغول شكستشان شدند به همين دليل هند فرصت پيدا كرد شكم حمزه را به درد و جگرش را پاره كند و او را مثله نمايد . به همين دليل شاعر همان‌طور كه در كشف الغمه : 1 / 258 آمده است اين‌گونه سروده : براى بزرگان عيب و عار نيست كه سگ‌هاى عرب و غير عرب دشمنانشان بر آنها چيره شوند . نيزه وحشى ، حمزه را از مرگ سيراب نمود و مرگ على در اثر ضربه شمشير ابن ملجم بود . هنگامىكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم جسد حمزه را ديد فرمود : اگر صفيه ناراحت نمىشد و اين امر پس از من سنت نمىگشت ، جسدش را رها مىكردم تا در شكم -